31 اردیبهشت:اولین سالگرد درگذشت معصومه سیحون : موسس گالری سیحون
حیات ذهنی نقاشیهای او متأثر از جنوب و گرما و، درعین حال، نگاهی ملکولی (سلولی) به هستی است. آبستراکسیونهای محض، رنگهای غلیظ، فضاهایی حبابی و بادکنکی و قطرههای بلورمانند، که بعضاً در کمپوزیسیونی دایره وار نقش میشود، غالباً رنگهای شاد او را گرم و پرانرژی جلوه میدهد. وی هرچند در خطة شمال (رشت) به دنیا آمد، اما دورة دبستان و دبیرستان را در اهواز زندگی کرد. شکلگیری شخصیت و منش اخلاقی او بی تأثیر از فضای صمیمی، ساده و خونگرم مردم جنوب نیست. پرخاشگری، پرسشجویی و صراحت بیان او از این منش زیستی میآید. در مجامع هنری، بیشتر از آن که نقاش تلقی شود، گالری دار لقب میگرفت. بعدتر هم یکی از منابع دسته اول، جهت پیگیری از تاریخ شفاهی هنرهای تجسمی در ایران شده بود؛ یعنی منبعی بود از خاطره، یاد، یادآوری و هر آنچه مربوط به زندگی خصوصی و روابط عمومیهنرمندان مدرن بود. او اگرچه با نقاشی شروع کرد، اما بعدتر عمل نقاشانه را به نفع احیای حقوق نقاشان کنار گذاشت تا اجحافی که در حق نقاشی میشود، با تأسیس یک گالری در تهران، بازپس گیرد. درنتیجة این کار، تداوم در نقاشی را در فرع قرار داد و به مرور انرژی خود را صرف گالری داری کرد. او، که در آغازینة دهة 40 لیسانس نقاشی خود را از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گرفته بود، پنج سال بعد، در نیمة این دهه با حمایت همسر مقتدر و هنرشناس خود (مهندس هوشنگ سیحون) گالری "سیحون" را، جهت یارگیری، اخذ حقوق ازدست شده هنرمندان و جمع نشینی نقاشانی که اینجایی بودند، اما جایی در اینجا نداشتند، تأسیس کرد.
سال 1346، در شرایطی گالری "سیحون" تأسیس شد و شروع به کار کرد که اوج جنبش نقاشی در تاریخ هنر ایران بود.
«من عاشق زندگی هستم. گناه که نیست زندگی را دوست دارم و هنر هم جزیی از زندگی من است؛ و به همین دلیل همیشه زیبایی زندگی را در نظر گرفته ام. خوب لباس میپوشم و دلم میخواهد آخرین مدل ماشین زیر پایم باشد و راحت بگویم، تاکنون به خودم بد نگذرانده ام، اگرچه برای به دست آوردن و خرید آنها زیر بار قرض گران باشم.» قلب دوم معصومه سیحون ساعت 21 شب 31 اردیبهشت 1389 برای همیشه از حرکت باز ایستاد.
منبع:سایت تندیس
+ نوشته شده در شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11:1 توسط مهدی
|